مرتضى مطهرى

37

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

تقسيم مىشوند : آنها كه مدّعى تقدّم روح بر طبيعت بودند و بنابراين سرانجام آفرينش جهان را به اين يا آن شكل قبول داشتند . . . اردوگاه ايده‌آليسم را تشكيل مىدادند ؛ ديگران كه طبيعت را مقدّم مىدانستند متعلّق به مكاتب مختلف ماترياليسم هستند . » ( 1 ) آنچه انگلس در اينجا گفته مرتّباً در كتب مادّيين تكرار مىشود . آفاناسيف در جزوهء اصول فلسفهء ماركسيسم مىگويد : « اگر با دقّت به جهانى كه ما را فرا گرفته نظر افكنيم به اين نكته بر مىخوريم كه تمام اشياء و پديده‌هاى آن يا مادّى هستند و يا معنوى و روحى و فكرى . پديده‌هاى مادّى آنهايى هستند كه به طور عينى ، يعنى خارج از شعور و آگاهى انسان و مستقلّ از آن ، وجود دارند . آنچه كه در شعور انسان وجود دارد ، بخش فعّاليّت روانى انسان است و مربوط به دنياى معنوى و فكرى است . حال ببينيم مادّى و معنوى چه ارتباطى با يكديگر دارند ؟ آيا معنوى و فكرى از مادّى پديد مىآيد يا بالعكس ؟ مسألهء ماهيّت اين ارتباط ، يعنى رابطهء فكر و روح با وجود مادّى ، مسألهء اساسى فلسفه است . . . مسألهء اساسى فلسفه داراى دو جهت است : جهت اوّل مربوط مىشود به حلّ اين مسأله كه چه چيز مقدّم است ؟ مادّه يا شعور ؟ مادّه موجد شعور است يا بالعكس ؟ جهت دوّم به اين سؤال پاسخ مىدهد : آيا جهان شناختنى است ؟ با غور در محتواى مسألهء اساسى فلسفه به آسانى مىتوان دريافت كه تنها دو وجه كه از ريشه با هم در تضادّند براى حلّ آن وجود دارد و آن يا قبول تقدّم مادّه است يا قبول تقدّم شعور . به همين جهت دير زمانى است كه در فلسفه دو جهت اساسى پديد آمده است : ماترياليسم و ايده‌آليسم . فلاسفه‌اى كه مادّه را مقدّم مىشمارند و شعور را مؤخّر و مولود مادّه ، پيرو ماترياليسم مىباشند . به نظر آنها مادّه جاودانى است ؛ هيچ‌كس هيچ‌گاه آن را نيافريده ؛ هيچ نيروى خارق العاده‌اى در خارج از اين دنيا وجود ندارد ؛ شعور خود محصول تكامل مادّه و خاصيّت جسم مادّى فوق العاده و بغرنجى مانند مغز انسان است . فلاسفه‌اى كه روح را مقدّم مىدانند ، از ايده‌آليسم پيروى مىكنند . به نظر آنها شعور پيش از مادّه وجود داشته ، مادّه را آفريده و به آن زندگى بخشيده است ؛ شعور سرچشمه و اساس اوّليهء وجود است . در باب اينكه كدام شعور جهان را مىآفريند

--> ( 1 ) . رسالهء ماترياليسم ديالكتيك موريس كورنفورت ، ص 28 ، نقل از لودويگ فويرباخ ، ف 2 .